من خیلی دور از تو ام زیر دردای خودم.
اب یخ میخورم گلوم بدتر میشه جوشونده میخورم بعدش اب یخ دوباره بدتر تر میشه..دوغ میخورم و بعدش دارو بهتر میشه..دوباره بامیه و دونات خوردم حالا به زور میتونم نفس بکشم..
خوابشو دیدم..داشت میگفت من هرگز تو رو تو این حال رها نمیکردم ولی تو دیدی حال من بده و گذاشتی رفتی:))))) حالا نمیدونم چیکار کنم بهش پیام بدم..بیخیال بشم...بگم یه خواب بوده تنها..مسئله اینکه من اصن خوابشو نمیبینم و این چهارمین باره ک دیدم...
احتمالا وقتی از درد میفتی روی زانوت من خیلی دور از تو ام
روی زانوی خودم:))).
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 13:57 توسط ماهی خانوم
|